X
تبلیغات
رایتل

خاطرات طلبه ها
در این وبلاگ خاطرات طلبه ها را دنبال کنید 
قالب وبلاگ


در جبهه کارت شناسایى نداشتم . به اطمینان اینکه فرد شناخته شده اى هستم ، بدون کارت در هر پادگانى وارد مى شدم ؛ تا اینکه در یک پادگان یکى از بچه هاى بسیج گفت : نمى گذارم بروى داخل .
گفتند: ایشان آقاى قرائتى است . گفت : هرکه مى خواهد باشد؛ ما هم برگشتیم ، گفتیم : حتمًا در روستایى زندگى مى کند که برق نبوده و چون تلویزیون نداشته است مرا نمى شناسد. برگردیم تا از او بپرسیم .
پرسیدم : اهل کجائى ؟ گفت : فلان روستا. گفتم : برق و تلویزیون دارى ؟ گفت : نه .
گفتم من را مى شناسى ؟ گفت : نه . گفتم : امام خمینى را مى شناسى ؟ گفت : بله .
گفتم : امام را دیده اى ؟ گفت : نه . پرسیدم : عکس او را دیده اى ؟ گفت : بله .
گفتم : اگر امام الا ن به شما بگوید خودت را از هواپیما بینداز مى اندازى ؟ گفت : فورى مى اندازم . او گرچه امام را ندیده بود؛ ولى خداوند مهر امام را دردل او انداخته بود و وجود امام او را به راه انداخته بود.


                                                                          خاطره از حجة الاسلام قرائتی

[ دوشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1391 ] [ 19:46 ] [ حمید رضا ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اینجا محلی است برای خواندن خاطرات طلبه ها و هدف این وبلاگ: ۱.آشنا کردن افراد با محیط حوزه ۲. بیان خاطرات طلبه ها ۳.آشنایی با وبلاگها و سایت های طلبه ها می باشد. لازم به ذکر است نظرات شما تاثیر بسزایی در ارائه بهتر مطالب دارد.
موضوعات وب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 24883